مدرس برند استاد برند سخنران مدیریت برند کارگاه مدیریت برند

دوره مدیریت برند کارگاه سازمانی مدیریت برند تدریس در سازمان مدیریت برند کلاس مدیریت برند

مدرس برند استاد برند سخنران مدیریت برند کارگاه مدیریت برند

دوره مدیریت برند کارگاه سازمانی مدیریت برند تدریس در سازمان مدیریت برند کلاس مدیریت برند

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سمینار برند» ثبت شده است

تفاوت میان مدیر برند و مشاور برند
 
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

وقتی از وهبی کوچ (وارث و مدیر سابق هلدینگ کوچ که دارای برندهایی چون آرچلیک، آلفا رومئو، فیات، فراری، فورد، بکو، ‌ای گاز، بلومبرگ و… در ترکیه است) پرسیدند شما که خود تسلط کافی بر بازاریابی دارید، چرا باز با مشاوران مختلف در این حوزه کار می‫کنید، پاسخ داد: «مشاوران به ما کمک می‌کنند که هزینه اشتباهات و میزان ریسک ما کاهش یابد، چرا که مشاوران ما کسانی هستند که قبلا این کارها را در جایی دیگر انجام داده‫اند و با اطلاعات و هوشمندی خاص خودشان در تصمیم‌گیری‌های‌مان نقش بسزایی دارند.»‬‬‬‬

brand-manager

اگر در کشوری بازار خ

بهزاد حسین عباسی

مدرس برند و برندینگ 

معلم برند و برندینگ 

استاد  برند و برندینگ

سخنران  اصول  و فنون مذاکرات تجاری و مدیریت مدرس مدیریت استاد مدیریت ارتباط با مشتری

مدرس بازاریابی و فروش و فروشندگی و فروش فروشگاهی

معلم بازاریابی و برند و برندینگ

مدرس فروش برندینگ مدرس اصول و فنون مذاکره زبان بدن  و فروش و فروشندگی 

مدرس مدیریت ارتباط با مشتری و فروش و فروشندگی 

هماهنگی جهت برگزاری سمینارهای سازمانی و فروش و فروشندگی 

مدیر برنامه ها جواد حسنی

09372202257 

9197685104

behzadabbasi.ir


دمات نسبت به بازار کالا سهم بزرگ‌تری دارد، این بدان معنی است که آن کشور در حال توسعه یا توسعه‌یافته است. برای مثال در انگلستان سهم بازار خدمات بیش از 70درصد کل بازار است و انگلیسی‫ها مردمانی هستند که به فروش فکر و استراتژی شهره‌اند. بسیاری از برندها و شرکت‫های موفق آسیایی و اروپایی خدمات مشاوره برند و بازاریابی خود را از شرکت‫های انگلیسی خریداری می‌کنند.

پس از جنگ جهانی دوم، شهر لندن شاهد ظهور تعداد زیادی شرکت تبلیغاتی در خود بود. هم اینک بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا از طریق ارائه خدمات مشاوره در بازاریابی بین‌الملل، برندسازی، تبلیغات، روابط عمومی، برنامه‫ریزی رسانه و طراحی استراتژی کسب درآمد می‌کنند.

در مقابل، کشورهایی که در چینش جدید تجارت جهانی، در موقعیت مونتاژ کار، کارگر ارزان و وارد‌کننده قرار گرفته‌اند، عمدتا کشورهایی بوده‌اند که بازار مشاوره و شرکت‌های مشاوره در آن ضعیف بوده‌اند و به تعبیر دیگر، سهم بازار خدمات در آنها کلا ضعیف است.

اما برسیم به موضوع اصلی؛ ‬‬‬‬‬برندسازی و بازاریابی از جمله فعالیت‌های استراتژیک هستند. تبلیغات، برنامه‌ریزی رسانه، روابط عمومی، تبلیغات و ارتباطات دیجیتال و ترویج فروش از جمله ابزارهایی هستند که استراتژی از طریق آنها اجرا می‫شود. به همین دلیل، در میان این گونه شرکت‌ها که خدمات مشاوره‌ای می‌دهند، تفاوت زیادی بین طراحی استراتژی و اجرای استراتژی وجود دارد.

مدیر یکی از شرکت‌های مشاوره بازاریابی بین‌الملل در استانبول می‌گفت: «به کرات دیده‌ام وقتی کسانی که در کار اجرای استراتژی (مانند شرکت‌های تبلیغاتی) هستند و ادعای طراحی استراتژی می‌کنند، در واقع منظورشان همان طراحی تاکتیک‌های ساده است. طراحی استراتژی نیاز به مدل‌ها و داده‌های دقیقی دارد که آنها فاقد آن هستند. طراحی استراتژی دانشی است که با تخمین و حدس نسبتی ندارد.» ‬‬

مسئولیت‌های سرنوشت‌ ساز

به گفته ادوارد دمینگز «اگر داده‌ای در میان نباشد، گفته‌های شما هیچ فرقی با یک نظر یا یک ادعا ندارد.»به همین دلیل مشاور کسی است که با داده‌های به‌روز سر و کار دارد و از آن مهم‌تر استراتژی می‌داند و مشاور برند هم کسی است که استراتژی برند و در نهایت استراتژی بازاریابی را طراحی می‌کند. زیرا بدون طراحی استراتژی بازاریابی (که باید براساس پژوهش کمی یا کیفی انجام شود) خلق برند امکان ندارد.

مشاور برند کارش را با پژوهش آغاز می‌کند (از هر نوعی که لازم باشد)، مخاطب هدف را به دقت شناسایی می‌کند، بینش درونی سازمان را می‌شناسد، رقبا را به خوبی تحلیل می‌کند، نفشه بازار را می‌شناسد، استراتژی جایگاه‌سازی برند را تعریف می‌کند و موقعیتی که برند باید در بازار در آنجا بنشیند را به خوبی تعیین می‌کند. سپس روح برند را، شخصیت برند را، اینکه مونث است یا مذکر، اینکه برند با چه لحنی، چه شدتی، چه ادبیاتی باید صحبت کند را تعیین می‌کند، براساس این داده‌ها، لوگو، رنگ، صدای برند و ده‌ها عنصر هویت‫ساز دیگر را به همراه تیم خلاقه خود یا آژانس تبلیغاتی برند طراحی می‌کند.

در مرحله بعد که فعالیت‌های بازاریابی (از قبیل برنامه‌های قیمت‌گذاری، کمپین تبلیغات و روابط عمومی، برنامه پخش، ترویج فروش و…) آغاز می‌شود، مشاور برند با کمک مدیر برند نظارت می‌کند که در کنار افزایش فروش، هویت برند صدمه نبیند و حتی ارزش برند در میان مخاطبان افزایش یابد.

در کنار انجام تمام اینها، پیوسته در جست‌وجوی اطلاعات جدید از محققان جامعه‌شناسی، متخصصان CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری، کارشناسان رسانه‌های اجتماعی و بسیاری از تخصص‌های مرتبط است تا در توسعه محصول جدید هیچ کاری براساس سلیقه و به اشتباه صورت نگیرد، زیرا سرنوشت یک برند و تعداد زیادی انسان به همین تصمیم‌ها وابسته است. ‬‬‬

سیر تکامل مدیریت برند

هیچ شرکت بین‌المللی و هیچ برند معتبری در دنیا از یک آژانس تبلیغاتی نمی‌خواهد که برایش استراتژی برند طراحی کند. این کار را معمولا شرکت‌های برندسازی یا مشاوران برند در دپارتمان مربوطه (با همکاری مدیر برند سازمان ؛ اگر چنین موقعیت شغلی در آن سازمان موجود باشد) انجام می‌دهند.

اما در اکثر کشورهای در حال توسعه، شرکت‌های تبلیغاتی و حتی روابط عمومی در دوران رکود بازار، یک عنوان مشاوره و طراحی برند هم به اسم‌شان اضافه کردند و با این کار بازار خود را گسترش دادند. به همین دلیل امروزه ما هر دو نوع آژانس‌های برندسازی را داریم: آژانس‌هایی که از ابتدا کارشان برندسازی بوده است، آژانس‌های برندی که از دل آژانس تبلیغاتی بیرون آمدند. همین دسته‌بندی در مورد مشاوران برند هم وجود دارد.

یکی از اساتید برندسازی ترکیه آقای شنگولر معتقد است که در سال‫های شروع جریان برندسازی در ترکیه (حدود 20 سال پیش)، برخی از فعالان حوزه بازاریابی، تبلیغات، ارتباطات و روابط عمومی، روزنامه نگاری و رسانه که خوب با کلمات بازی می‌کردند و آنها را زیبا کنار هم می‌چیدند، نسل اول مشاوران برند ترکیه را تشکیل دادند.

ایشان می‌گفتند که رفته رفته با افزایش رقابت و پیشرفت برخی از برندها و همچنین حضور برخی از برندسازان اروپایی، مشتریان متوجه شدند کار مشاور صرفا حرف زدن نیست بلکه پیمودن مسیری است که به همراه مدیران شرکت ترسیم شده است. فهمیدند مشاور برند آدمی است که جنس کارش مهندسی است و با داده‌ها سر و کار دارد نه با کلمات و گاهی اصلا خوب هم سخنرانی نمی‌کند.

پس از آن بود که شرکت‌ها در ترکیه فهمیدند بین مسئول برند و مسئول برندینگ تفاوت وجود دارد. مسئول برندینگ همان طراح استراتژی برند است که می‫تواند به‌عنوان مشاور از بیرون سازمان بیاید یا در شرکت‌های بزرگ به‌صورت دائمی استخدام شود. اما مسئول یا مدیر برند در درون سازمان قرار دارد.

مدیر برند با هنر طراحی هویت بصری آشناست، اصول تبلیغات و کپی رایتینگ و رعایت بودجه را می‫داند و در نهایت حافظ ارزش برند و هویت آن در ذهن مخاطبان است. از طرفی برندسازی یک شغل خدماتی جدید است و مانند هر شغل خدماتی ما چیزی را می‌فروشیم که قابل دیدن نیست. چند سالی طول می‌کشد تا مشتری تفاوت بین خدمات نمایشی و خدماتی را که نیاز واقعی او را تامین می‌کند، تشخیص دهد.

به عقیده شنگولر، ترکیه از این دوران گذار در حال عبور است تا در پایان هم مشتری و هم متخصصان بازار تبلیغات و برندسازی بفهمند که تخصص برندسازی آنقدرها هم ساده نیست که هرکس با خواندن یک کتاب به ابزار آن مجهز شود. زمانی سپری شد تا حتی در خود مشاغل برندینگ هم تفاوت بین طراح استراتژی برند، مدیر برند و مدیر برنامه‌های ارتباطات برند را متوجه شوند و بدانند هر کدام تخصص جداگانه‌ای است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬

در کشور ما ایران هم به طور طبیعی این تفاوت را نمی‫دانستیم. نمونه آن کتاب‌هایی بود که با عناوین اصول برندسازی نوشته شد و در آنها فقط از تبلیغات صحبت شده بود و برندسازی را به‌گونه‌ای فقط تبلیغات و ارتباطات بازاریابی دیده بودند. البته در دوران گذار همه اینها شاید لازم باشد. به مرور باید آنقدر درباره این مباحث گفت‌وگو کنیم تا بفهمیم برندسازی چیست و از همه مهم‌تر تفاوت بین مشاور برند و مدیر برند در میان همه سازمان‌ها نهادینه شود.

در این راستا یکی دیگر از آژانس‌های برندسازی اروپا، مهارت‌های شغل مدیر برند را اینگونه تعریف کرده است: ‬‬‬

برای تصاحب این شغل نیاز به تحصیلات مرتبط در رشته‌های بازاریابی، تبلیغات و مدیریت است.

- داشتن مهارت ارتباط نوشتاری و شفاهی

- توانایی درک نتایج تحقیقات و پیش‌بینی رویه‌های بازار

- آشنایی به نرم‌افزارهای CRM

- آشنایی دقیق با محصولات و خدمات کنونی شرکت و درک ارتباط آنها با هویت برند

- مهارت مدیریت بودجه و…

در هر صورت هر دوی این مسئولیت‌ها ضروری هستند و وجود یکی ناقض دیگری نیست. به مرور زمان ما نیز باید با این مشاغل آشنا شویم. از آنجا که آموزش حرفه‌ای برندسازی در ایران وجود ندارد، وظیفه آموزش نظری آن را در ایران بخش‌خصوصی یا انجمن‌های مختلف انجام می‌دهند. آموزش عملی آن هم مانند همه جای دنیا باید به روش کارآموزی صورت پذیرد؛ حضور به‌عنوان کارآموز در پروژه‌های واقعی.

من در این چند سال فقط متوجه یک تفاوت میان دوران کارآموزی و شاگردی خودمان با جوانان امروز شده‌ام. ما برای آموختن همواره در تمام مراحل حضور می‌یافتیم و خواهش می‌کردیم در تمام جلسات طراحی حضور داشته باشیم. نوشتن و تایپ کردن گزارش‌ها را با جان و دل می‌پذیرفتیم و هر کاری که محول می‌شد به‌گونه‌ای انجام می‫دادیم که انگار خودمان صاحب برند هستیم اما اکثریت دوستان امروزی که با ما کار می‌کنند به محض یاد گرفتن ظاهر فرآیند و مراحل ضروری برای برندسازی که ساده‌ترین بخش کار است، به استاد مبدل می‌شوند.

بارها پیش آمده که کارهای‌شان را من انجام داده‌ام تا مثلا گزارشی یا تحقیقی به موقع به دست مشتری برسد. بارها پیش آمده که حضور در جلسه را فراموش کرده‌اند. شاید دلیل مدیرانه رفتار کردن دوستان، سیرابی کاذبی است که مدارک دانشگاهی و دکتراهای امروزی می‫دهد! ‬‬‬‬‬‬

هدف از تمام این صحبت‌ها، درک تفاوت بین این دو شغل و ضروری بودن توجه به جزییات عملی در کار برندسازی است. با راحتی و آسوده خاطری نمی‌توان مشاور استراتژی برند شد؛ بنابراین بهتر است در ابتدای کار دقت کنیم که علاوه بر علاقه، تا چه میزان حاضر به فداکاری برای موفقیت یک برند در بازار هستیم و بعد اینکه تجربه‌های‌مان و داشته‌های‌مان ما را به سمت کدام یک از مشاغل حوزه‫ برند سوق می‌دهد. موفقیت و شکست در تلاش و دانستن جزییات نهفته است.

کار برندسازی، یک کار هنری و شیک نیست اما هنری است که به علم مجهز شده است و بدون تلاش و کوشش نصیب‌مان نمی‌شود. شاید لازم است برای داشتن برندهای قوی در کشورمان، بیشتر بکوشیم، بیشتر بدانیم، شاید روزی برسد که به‌جای لرزیدن از سایه حضور برندهای خارجی در بازارمان، به جایی برسیم که شاهد صادرات برندهای ایرانی بیشتری به اقصی نقاط جهان باشیم.‬

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۰
مدرس مدیریت استاد مدیریت

یکپارچگی برند
 

یکپارچگی

بله، یکپارچگی همه ی آن چیزی است که یک برند را از لغزش باز می دارد.یکپارچگی شامل همه ی قواعد و باید نباید هایی است که موجب می گردد تا یکدستی و روانی خاصی  حوزه های مختلف تصویری، روایی، ارتباطی، ذهنی و اجرایی برند را در برگرفته موجب غلبه ی برند بر دو بیماری مهم و  مشکلات عمده ی برند گردد.

مشکل اول: حضور موانع متنوع در برقراری ارتباط برند و مخاطب است .در توضیح این معضلمی توان مثال های بیشماری از تبلیغات و آگهی های برند های داخلی و خارجی را شاهد آورد که هرکدام بنا به سلیقه ی آژانس تبلیغاتی و تیم سازنده ، ساز دیگر گونی را می زنند و نبود یک بریف یا دستور کار شفاف ویکپارچه و بعبارتی اسناد هویت برندو ادراک سلیقه ای در محتواسازی دلایل اصلی این مشکل هستند.مثال دیگر حضور برند در رویدادهایی که تناسب و سنخیتی با حوزه ی فعالیت یا مخاطبانش ندارد است که امروزه به ترغیب صاحبان فضاهای تبلیغاتی و ایجاد یک تصویر غلط ازاثر بخشی رسانه، فراوان رخ می دهد و موجب آسیب جدی بر بدنه برند می گردد.

نتیجه ی چنین عملکردی قطعا تصویر ذهنی مغشوش و غیر قابل اعتمادی از برند در ذهن مخاطب خواهد بود وحاصل این عملکرد ناتوانی برند در برقراری ارتباط مناسب با بازار خواهد بود.

مشکل دوم : حضور موانع متنوع در مقابل برند برای ایجاد یک رقابت سالم در بازار است.

برندی که با کلمات و الحان مختلف و اشکال مختلف و در هرآن با لهجه و شخصیتی چند گونه دربازار حاضر می گردد، ناتوان از رقابت و هم آوردی است .گویا دونده ای که به پا لنگه کفشی ناهمگون دارد و نه تنها از دویدن که از راه رفتن صحیح نیز عاجز است.

تقلید استراتژی و رویه رقبا نیز یک نسخه ی غلط دیگر است که اساسا متناقض فلسفه ی تمایز برند است.

بنابراین یکپارچگی ضروری ترین قانون نانوشته ی برند است چرا که این مقوله جدی ترین نحوه ی  ارتباط بین بخشهای مختلف و جریان رشدو بالندگی  و چرخه ی زندگی برند را می سازد.

کسب و کارهایی که چگونگی ایجاد یک لحن یکدست و روان برای برند خود و حفظ آن را در طول مدتهای مدید آموخته اند، بی شک مزیتی برجسته نسبت به هم ردیفان خود دارند و رونق و شکوفایی را در پایداری و ثبات چنین رویه ای شاهد هستند.

برای شرح بیشتر این مبحث لازم است که موضوع را بیشتر بشکافیم ودر راستای این هدف یکبار دیگر تعریف برند را از منظر ارزش با یکدیگر مرور می کنیم.

برند آن ویژگی است که موجب می شود بهای کالا یاخدمتی که توسط شما به جامعه ی هدف ارائه می گردد در مقایسه با دیگران در رده ی گروه بندی شده ی هم صنفان شما افزایشی قابل توجه یابد .بنا به عبارتی دیگر، تمایلی از سمت مصرف کننده در بازار ایجاد می شود که سرویس یا محصول شما را گرانتر از بقیه خریداری می کنند و نسبت به نام و نشان شما متعصبانه علاقه مند و پیگیر هستند و این جز به واسطه ی ایجاد مزیتی برجسته یعنی تفاوت ازنوع برتری امکانپذیر نیست.

شاید در کلامی ساده تر بتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که پر جذبه ترین برند ها آنهایی هستند که بیشتر مورد محاورات و گفتگوی بین مردم قرار می گیرند و یا به اصطلاح بیشتر سر زبان ها می اقتند

البته لازم به ذکر است که بدگویی ها و شایعات و موارد ی چنین در تعریف فوق قرار نمی گیرند هرچند موجبات شهرت را فراهم می آورند نه تنها در سویه ی مثبت و روشن فلسفه ی وجودی برند  نمی گنجند چه بسا خاصیت تخریبی نیز داشته و اثری کاهشی برفرایند های برند سازی دارند.

در ادامه ی این مبحث می توان اذعان کرد در کلیه ی فرایندهای اجرایی برخاسته از هسته ی اصلی برند و استراتژی هایش ایجاد وحدت رویه و یکپارچگی موجب رشد و اشتهار ومحبوبیت برند گردیده حفظ و تداوم آن ارزش ویژه ی برند را افزایش خواهد داد.

از ویژگی های یک برند جذاب می توان موقعیت رقابتی شفاف، رفتار صحیح و اتصال دائم به مقوله ی زیبایی را نام برد و اتفاقا اهتمام به بخش آخر بسیار مهم است چرا که حوزه ی احساسی مخاطب را درگیر می کند و در سطوح مختلف جامعه بدور از گزینش سطح دانش و اطلاعات مخاطب یا درجه ی علمی جامعه، زیبایی همواره جذاب و مورد تقدیر و تحسین است.

فرایندهای برند سازی بر پنج اصل جدی استوار است که همگی آنها زیر سقف مفهوم یکپارچگی و در اتصال با یکدیگر معنا می یابند.

این اصول را با یکدیگر مرور می نماییم:

    متمایز شویم:

بتوانیم فراتر از آنچه در محیط موجود است و به قصد ارائه ی خدمت یا کالا یا ارزشی نوین پا در عرصه ی رقابت بگذاریم.

    عملگرا و رهرو باشیم:

با سرعتی قابل کنترل و در تداوم بستر زمان رو به جلو حرکت کنیم و از نقطه ی شروع یعنی فکر بکر و یا محتوای ناب تا پایان فرایند های تولید و ارائه ی خدمات پشتیبانی در کنار مخاطب بوده حضوری پر رنگ و اعتماد ساز داشته باشیم .برند ستاره است و نه شهاب!

    نو آوری کنیم و خلاق باشیم:

در یافتن این مهم کار سختی نیست .کافیست نگاهی به پشت سر خود بیندازیم .بدین معنا که اگر در دو سال گذشته در حوزه های شغلی، زندگی فردی و اجتماعی و کسب و کار و حتی ارزش های اخلاقی و اعتقادی خود اگر تغییر خاصی رو به سمت جلو نداشته ایم بی گمان دچار فرسایش و محکوم به فراموشی خواهیم بود.امروزه با سرعت روز افزون رشدعلم و انتقال اطلاعات ، آموختن و اندیشیدن و خلاقیت لازمه ی بقای برند است.

    مقتدرانه اعتبار سازی کنیم:

برند مقتدر که بازار را در دست دارد برندی شناخته شده و معتبر است و برند معتبر نزد مخاطب معتمد است واعتمادسازی جز در سایه ی صداقت و ارائه ی بهترین کیفیت امکانپدیر نیست.افزایش اعتبار و قدرت برند وابسته به نحوه ی برقراری ارتباط با جامعه و حفظ و گسترش سطح و عمق آگاهی و ادراک مخاطب است.دستور العمل چنین فرایندهایی همچون  رازنامه یا گنج برند نزد صاحبان کسب و کار است.برند مقتدر و معتبر دارای ثبات رویه در همه ی ارکان وجودی خود است.

maserati_ghibli__153127831f

    فرهنگ سازی کنیم:

یک برند جذاب و پیشرو موظف است به فراخور رشد خود، محیط پیرامون خود را تحت تاثیر قرارداده رفتارهای مناسب و ارزش های اخلاقی و آداب و رسوم بهینه و هرآنچه تحت نام فرهنگ گنجانده می شود را ارتقا داده موجب پیشرفت و بهبود شرایط اجتماعی پیرامون خود گردد.همچنان که زمانی برند نوکیا شعار پیوستن مردمان می دانست! جالب است بدانیم که برندی این چنین محبوب تنها در یک دوره ی کوتاه با کندی در حوزه ی نوآوری و خلاقیت از بازار محو گردید!

مقایسه ی رفتار برندی مانند نوکیا با برندی همچون مک دونالد می تواند اهمیت انعطاف پذیری در زمان لازم و نوآوری

در بستر زمان را بیش از پیش بر ما مشخص کند.نوکیا از قافله ی تکنولوژی عقب ماند در حالی که برندی همچون مک دونالد با مطالعه در آداب و رسوم فرهنگ های مختلف هر روز طعم و مزه و خوراکی جدیدی را به بازار ارائه می دهد و محبوب فرهنگ های مختلف است و رشد خود را مرهون نوآوری و دقت در تحقیقات بازار می داند.

INDIA CHILDREN

امروزه این برند ها هستند که سفیر فرهنگی کشورها  محسوب می گردند و از مرزهای جغرافیایی براحتی عبور کرده و موجب تداخل اقتصاد و اخلاق و ارزشهای اجتماعی در یکدیگر می گردند .برند قدرتمند نسبت به جامعه ی خود مسئولیت پذیر و نسبت به فرهنگ و اداب و رسوم مردمان پایبند است.

1United-Arab-Emirates

در نهایت یکپارچگی برند معنایی مستقل از دقت در زیر و بم و جزییات فرایندهای بند سازی ندارد.

یکپارچگی برند همچون ساخته شدن قطعه ی موسیقیایی است که در ان هر نوازنده  جایگاه خود و زمان سکوتش را بخوبی می شناسد و همه ی ابزارها در تلاشند تا یک هویت واحد یا تم موسیقی اصلی برند را تولید کنند.

360-campaign

آنچه در نمودار می بیند رهنگاشت یک برنامه ی منسجم تبلیغات برای برند است که تحت نام کمپین معروف شده است و در آن از رسانه و محتوا و بودجه و زمان بندی همه و همه در فضاهای مختلف تصویری و روایی و اجرا ی تبلیغات گرفته تا فضای داخل سازمانی و مدیریت رویدادها و نقاط فروش همواره رو به یک افق واحد هرکدام نقش خود را بخوبی و تحت رهبری مدیریت برند به انجام می رسانند.

در پایان باید به این نکته توجه داشته باشیم که فرایندهای برندسازی تیم ها و افرادی با استعدادهای و توانایی های متفاوت را می طلبد و باید بدانیم کار گروهی همواره بر تک روی پیروزاست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۷
مدرس مدیریت استاد مدیریت